|
برای نوشتن هیچ دلیلی ندارم جز خالی شدن از خودم. مرا چگونه خواهی خواند؟ |
|
|
سلام دوستان ِ خوبی که توی این مدت همیشه همراهم بودین. کنارم بودین. حتی بعضی از دوستان از وبلاگ ِ قبلی همراهم بودند.راستش دلیل این پست چیز خاصی نیست جز اطلاع یک اسباب کشی. سیستم هنگ کرده ی بلاگفا دیگه اذیتم می کنه. وقتی سرویسی که می ده مناسب نیست نمی تونم تحملش کنم. با همین اسم میرم تو سرویس بلاگ اسکای. با اینکه توی این 4-5 سالی که وبلاگ می نویسم بدجور عادت کردم به بلاگفا اما خواستم این عادت رو بشکنم. این وبلاگ نه به خاطر نوشته های من که به احترام نظرات شما دوستان حذف نمیشه. اما دیگه پست جدیدی نخواهد داشت.
برای سر زدن به خونه ی جدیدم به این آدرس تشریف بیارید:
+
تاريخ چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 9:14 نويسنده آلنی
|
تو را از دور دیدم... انتهای سرسبزی جنگلی که روشن بود پیش می آمدی و حجم ِ وسیعِ نور همراه ِ تو بود همزاد ِ نور بودی.... تاب و توان ِ چشمانم تمام شد و من فقط با سر ِ انگشتان ِ سردم... تو را می دیدم .... تو را که تمام ِ روشنایی ِ دنیایِ تاریکم بودی....
+
تاريخ پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 8:46 نويسنده آلنی
|
هجر تو را باید تاب بیاورم دوریم را باید که صبور باشی زمان خواهد گذشت ... ایامی که بوی غریب دوری می دهند.... روزگاری را به انتظارش باش.... که دمادم پر شدن از شکفتن سرخی عشق است...
+
تاريخ یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 9:57 نويسنده آلنی
|
|
|